کشف شگفت انگیز در فرانسه؛ ردپای ۱۲ هزار سال زندگی انسان در یک محوطه باستانی

باستان شناسان در مرکزی از فرانسه به محوطه ای دست یافته اند که لایه های باستانی آن، داستانی کم نظیر از حضور انسان در طول حدود ۱۲ هزار سال را روایت می کند. این محوطه در شهر سن لوران نوان در استان لوآر ا شر قرار دارد و در جریان کاوش های باستان شناسی، آثاری از دوره های مختلف پیش از تاریخ تا قرون میانه کشف شده است.

این عملیات در زمینی حدود هفت هکتاری و پیش از آغاز فعالیت های استخراج معدن انجام می شود. بررسی های باستان شناسان نشان می دهد که این منطقه در دوره های مختلف بارها مورد استفاده انسان قرار گرفته است؛ از اردوگاه های شکارچیان در پایان عصر یخبندان گرفته تا سکونتگاه های عصر مفرغ و آهن و یک استقرارگاه محصور متعلق به دوره کارولنژی.

نخستین ساکنان؛ شکارچیانی در پایان عصر یخبندان

قدیمی ترین آثار این محوطه حدود ۱۲ هزار سال قدمت دارند و به واپسین دوره پارینه سنگی مربوط می شوند. در این بخش، باستان شناسان سه محدوده جداگانه را شناسایی کرده اند که احتمالا به عنوان اردوگاه های کوچک و موقت شکارچیان مورد استفاده قرار می گرفته اند.

موقعیت جغرافیایی این منطقه احتمالا یکی از مهم ترین دلایل حضور انسان در آن بوده است. محوطه در فاصله حدود چهار کیلومتری از ساحل چپ رود لوآر قرار دارد و وجود منابع آب و سنگ چخماق، شرایط مناسبی برای گروه های شکارچی فراهم می کرده است.

در میان رسوبات شنی، هزاران قطعه سنگ چخماق تراش خورده پیدا شده است. بررسی این ابزارها اطلاعاتی درباره فناوری سنگ تراشی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد و نشان می دهد ساکنان این دوره از روش های نسبتا تخصصی برای ساخت تیغه های بزرگ و ظریف استفاده می کردند.

چرا سنگ چخماق برای این جوامع اهمیت داشت؟

سنگ چخماق یکی از مهم ترین مواد اولیه برای ساخت ابزار در جوامع پیش از تاریخ بود. این سنگ پس از تراش می توانست لبه هایی بسیار تیز ایجاد کند و برای ساخت ابزارهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

وجود منابع چخماق در اطراف یک محل اقامت می توانست یک مزیت مهم برای گروه های شکارچی باشد. آنها علاوه بر دسترسی به آب و منابع غذایی، می توانستند ابزارهای مورد نیاز خود را نیز در همان محدوده تولید یا تعمیر کنند.

به همین دلیل، تمرکز گسترده قطعات چخماق در این محوطه می تواند نشانه ای از فعالیت های مربوط به ساخت و استفاده از ابزار در محل باشد، هرچند تفسیر دقیق عملکرد هر بخش نیازمند بررسی بیشتر یافته ها است.

از شکار و کوچ نشینی تا کشاورزی و سکونت پایدار

هزاران سال پس از حضور شکارچیان پارینه سنگی، همین چشم انداز بار دیگر مورد استفاده انسان قرار گرفت. این بار اما شواهد به جوامعی مربوط می شود که اقتصاد آنها بیشتر بر کشاورزی، دامداری و ذخیره مواد غذایی استوار بوده است.

باستان شناسان سه مجموعه استقراری مربوط به عصر مفرغ و عصر آهن را شناسایی کرده اند. این مجموعه ها حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر از یکدیگر فاصله داشته اند و برخلاف تصور یک روستای بزرگ و یکپارچه، بیشتر به واحدهای کوچک تر مسکونی شباهت دارند.

یکی از مهم ترین بخش های شناسایی شده به اواخر عصر مفرغ و حدود ۱۱۵۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد مربوط است. بقایای سه یا چهار ساختمان، گودال های متعدد، سازه هایی مرتبط با پخت و پز و نگهداری مواد غذایی و همچنین یک سیلوی ذخیره غلات در این قسمت کشف شده است.

اشیای کشف شده چه چیزی درباره زندگی مردم می گویند؟

یافته های باستانی تنها بقایای ساختمان ها نیستند. ظروف سفالی، اشیای حلقه ای شکل، قطعات مربوط به اجاق و ابزارهای سنگی به پژوهشگران کمک می کنند تصویری دقیق تر از زندگی روزمره ساکنان این محوطه ترسیم کنند.

وجود سیلو در کنار محل سکونت نیز اهمیت زیادی دارد. چنین ساختاری نشان می دهد که ذخیره سازی محصولات کشاورزی بخشی از سازمان اقتصادی جامعه بوده است و مواد غذایی برای مصرف آینده نگهداری می شده اند.

این شواهد در کنار یکدیگر تصویری از جامعه ای ارائه می کنند که برخلاف گروه های شکارچی پیشین، به منابع تولید شده توسط کشاورزی و دامداری وابستگی بیشتری داشته است.

یک استقرارگاه محصور از دوره کارولنژی

یکی از جذاب ترین یافته های این محوطه به سده های نهم و دهم میلادی و دوره کارولنژی مربوط می شود. در بخش جنوب شرقی محوطه، بقایای یک استقرارگاه مستطیلی شکل کشف شده که با یک حصار چوبی احاطه می شده است.

ابعاد تقریبی این محدوده ۸۸ متر در ۵۸ متر بوده و حدود ۱۲۳ گودال مربوط به تیرک های چوبی در آن شناسایی شده است. این تیرک ها احتمالا بخشی از سازه ای بوده اند که پیرامون فضای داخلی استقرارگاه قرار داشته و ورود و خروج به آن را کنترل می کرده است.

البته هنوز نمی توان با قطعیت درباره کارکرد دقیق این حصار اظهار نظر کرد. ممکن است ساختار آن با دفاع، کنترل دسترسی، سازماندهی فضای استقرار یا ترکیبی از این عوامل ارتباط داشته باشد.

داخل استقرارگاه کارولنژی چگونه سازماندهی شده بود؟

بررسی بقایای به دست آمده نشان می دهد استفاده از فضای داخل حصار یکدست نبوده است. حدود ۹۰ درصد بقایای باستان شناسی در بخش شرقی متمرکز شده اند، در حالی که بخش غربی آثار بسیار کمتری از فعالیت انسانی دارد.

در نقاط مختلف استقرارگاه، گودال هایی پیدا شده که برخی از آنها احتمالا برای نگهداری غلات و حبوبات استفاده می شده اند. تعدادی دیگر نیز ممکن است با فعالیت های تولیدی یا کارگاهی ارتباط داشته باشند.

ردیف گودال های مربوط به تیرک های چوبی همچنین از وجود ساختمان های مختلف در داخل حصار خبر می دهد. با این حال، بقایای موجود هنوز برای بازسازی کامل نقشه ساختمان ها کافی نیست و پژوهش های بیشتر می تواند به روشن شدن ساختار این استقرارگاه کمک کند.

کاوش های باستان شناسی هنوز ادامه دارد

بررسی این محوطه همچنان ادامه دارد و پژوهشگران امیدوارند مطالعه دقیق تر سازه ها، ابزارها، ظروف و دیگر یافته های به دست آمده، اطلاعات بیشتری درباره ساکنان دوره های مختلف ارائه کند.

از سوی دیگر، چنین کاوش هایی نشان می دهند چرا باستان شناسی پیش از اجرای پروژه های عمرانی و استخراجی اهمیت زیادی دارد. در باستان شناسی پیشگیرانه، پیش از تغییر دائمی یک محوطه، آثار موجود ثبت و بررسی می شوند تا اطلاعات تاریخی آن از بین نرود.

کشف سن لوران نوان نمونه ای قابل توجه از همین فرایند است؛ محوطه ای که در نگاه نخست ممکن است تنها بخشی از یک زمین در مرکز فرانسه به نظر برسد، اما در زیر سطح آن داستان هزاران سال زندگی انسان پنهان شده است.

safarcity

دیدگاهتان را بنویسید