آسیب پذیری صنایع دستی ایران؛ از بحران های اقتصادی تا تک نرخی شدن ارز
صنایع دستی ایران نه تنها میراث فرهنگی و هنری کشور است، بلکه یکی از ارکان مهم اقتصاد فرهنگ و اشتغالزایی به شمار میرود. با این حال، این بخش از اقتصاد کشور در مواجهه با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و حتی زیرساختی، مانند قطعی اینترنت، آسیبپذیری بیشتری دارد. پژوهشگران معتقدند دلیل اصلی این وضعیت، فقدان نگاه کلان و آمایش سرزمینی در سیاستگذاری صنایع دستی است که توسعه پایدار و مقاومت در برابر بحران را محدود میکند.
آسیب پذیری صنایع دستی و ضرورت آمایش سرزمینی
صنایع دستی یک نظام اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که با محیط و زیستبوم هر منطقه پیوند دارد. جدا کردن آن از سرزمین و ویژگیهای بومی، باعث میشود کارکردهای واقعی اجتماعی و اقتصادی آن از بین برود و تنها شاخصهای کمی و نمایشی جایگزین شوند.
حجتاله مرادخانی، پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه، توضیح میدهد که نبود آمایش سرزمینی و عدم توجه به ظرفیتهای محلی باعث میشود صنایع دستی در بحرانها بیش از سایر بخشها دچار رکود و فروپاشی شود. برنامههای یکسان برای استانهای با اقلیم و منابع متفاوت، کارکرد توسعهای صنایع دستی را کاهش داده است.
آمایش سرزمینی چیست و چرا اهمیت دارد؟
آمایش سرزمینی به معنای تنظیم و هماهنگی میان فعالیتهای انسانی، منابع طبیعی، ظرفیتهای اجتماعی و اقتصادی و محدودیتهای مکانی است تا توسعه پایدار در بلندمدت محقق شود.
در صنایع دستی، این نگاه به معنای بررسی دقیق پرسشهایی مانند: فعالیت مورد نظر در چه منطقهای مناسب است؟ منابع محلی چگونه استفاده میشوند؟ پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و محیطی آن چیست؟ میباشد. فقدان چنین رویکردی موجب شده سیاستگذاریها اغلب به صورت کلیشهای و ناهماهنگ اجرا شود.
تاثیر بحران های دیجیتال و اینترنت بر صنایع دستی
پس از پاندمی کرونا، بسیاری از فروشهای صنایع دستی به فضای مجازی منتقل شد و شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال به بستر اصلی خردهفروشی تبدیل شدند. در شرایطی که اینترنت با اختلال مواجه شود، بازار خردهفروشی صنایع دستی عملاً تعطیل یا کمرمق میشود و معیشت هنرمندان به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
مرادخانی تاکید میکند که نبود برنامههای پیشبینی بحران در ساختار دولتی، شدت اثرات چنین مشکلاتی را چند برابر میکند و مدیریت ناکارآمد بحران، آسیبها را تشدید میکند.
وضعیت صادرات صنایع دستی و چالش آمار غیر شفاف

صادرات صنایع دستی ایران حتی در شرایط عادی نیز با ضعف شفافیت مواجه بوده است. بخش زیادی از صادرات غیررسمی یا «چمدانی» انجام میشود و آمار واقعی قابل استناد نیست. مشکلات زیرساختی، تحریمها و نبود برند ملی نیز باعث شده این بخش در بازارهای جهانی توان رقابت کامل نداشته باشد.
نمونههایی مانند فرش دستباف نشان میدهد که صادرات رسمی با افت مواجه شده و حتی کمیت صادرات غیررسمی نیز نامشخص است، امری که تحلیل دقیق و برنامهریزی استراتژیک را محدود میکند.
تاثیر تک نرخی شدن ارز بر صنایع دستی
تکنرخی شدن ارز میتواند هم فرصت و هم تهدید باشد. از سوی مثبت، این سیاست باعث کاهش رانت، شفافیت بیشتر و امکان برنامهریزی برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان میشود. از سوی دیگر، اگر به درستی اجرا نشود، افزایش قیمت مواد اولیه و کاهش قدرت خرید بازار داخلی، کارگاههای کوچک و متوسط را با خطر جدی مواجه میکند.
مرادخانی تاکید میکند که اثر مثبت تکنرخی شدن ارز، تنها در صورت مدیریت درست و حمایت از تولیدکنندگان محقق میشود و میتواند صادرات را ساماندهی و رقابتپذیری صنایع دستی ایران را افزایش دهد.
ضرورت صندوق تأمین مواد اولیه و مشوق های صادراتی
برای کاهش اثرات منفی و بهرهبرداری از فرصتها، ایجاد «صندوق تأمین مواد اولیه صنایع دستی» ضروری است. این صندوق باید نوسانات قیمت و کمبود مواد اولیه را کنترل کند. همچنین مشوقهای صادراتی هدفمند و شفاف و تقویت بازار داخلی با رویکردهای مالی و فرهنگی از دیگر اقدامات مهم است.
مرادخانی اشاره میکند که تجربه کشورهای موفق مانند سریلانکا، هند و چین نشان میدهد برندینگ ملی و برنامههای سازمانیافته صادراتی، ابزار موثری برای توسعه صنایع دستی است.
اهمیت نگاه آمایشی در زنجیره تولید
اصل آمایش سرزمین باید در تمام مراحل تولید صنایع دستی لحاظ شود. از دسترسی به مواد اولیه گرفته تا بازارسازی و توسعه صادرات، پیوند صنایع دستی با ظرفیتهای بومی، فرهنگی و اقتصادی منطقهای باید مبنای سیاستگذاری قرار گیرد. با رعایت این رویکرد، حتی سیاستهایی مانند تکنرخی شدن ارز میتواند فرصتساز باشد و اثرات منفی آن کاهش یابد.
نتیجه گیری
صنایع دستی ایران بخش حیاتی اقتصاد فرهنگ و میراث ناملموس کشور است، اما در بحرانها آسیبپذیرتر از سایر بخشها ظاهر میشود. فقدان نگاه آمایش سرزمینی، مدیریت ناکارآمد بحران و نبود برنامهریزی شفاف صادرات، مشکلات این حوزه را تشدید کرده است. با اصلاح سیاستها، ایجاد صندوقهای حمایتی، مشوقهای صادراتی هدفمند و تقویت برند ملی، میتوان صنایع دستی را به بخشی مقاوم و رقابتپذیر تبدیل کرد و تهدیدهای ناشی از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و تکنرخی شدن ارز را به فرصتهای توسعهای بدل کرد.
