بازار صنایع دستی در رکود؛ چرا فارغ التحصیلان هنر به درآمد پایدار نمی رسند؟
افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش مشتریان و فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار، فعالیت حرفه ای در حوزه صنایع دستی را برای بسیاری از هنرمندان دشوار کرده است. نگین خسروانی، فارغ التحصیل رشته صنایع دستی و فعال حوزه نگارگری، معتقد است دانشگاه ها در کنار آموزش مبانی هنری و مهارت های عملی، باید دانشجویان را با بازاریابی، فروش و مدیریت هزینه های تولید نیز آشنا کنند تا بتوانند پس از فارغ التحصیلی از مهارت خود درآمد کسب کنند.
آموزش دانشگاهی صنایع دستی؛ از مهارت هنری تا نیازهای بازار
به گفته خسروانی، آموزش تاریخ هنر ایران و جهان و برگزاری واحدهای کارگاهی از نقاط قوت رشته صنایع دستی است. با این حال، این آموزش ها به تنهایی برای ورود موفق به بازار کار کافی نیستند و دانشجویان باید با جنبه های اقتصادی فعالیت هنری نیز آشنا شوند.
او که در سال ۱۳۹۱ وارد دانشگاه شده است، با اشاره به تجربه تحصیل در دانشگاه الزهرا توضیح می دهد که برنامه های آموزشی می توانند ارتباط بیشتری با واقعیت های بازار داشته باشند. به اعتقاد او، هنرمند علاوه بر شناخت هنر و پیشینه آن، باید بداند چگونه مشتری پیدا کند، محصول خود را معرفی کند و برای فروش آن برنامه داشته باشد.
بازاریابی و محاسبه هزینه ها؛ مهارت های ضروری برای هنرمندان
یکی از چالش های مهم فارغ التحصیلان صنایع دستی، ناآشنایی کافی با اصول فروش و محاسبه هزینه های تولید است. هنرمند ممکن است زمان زیادی برای ساخت یک محصول صرف کند، اما بدون شناخت هزینه مواد اولیه، ابزار و نیروی کار، نتواند قیمت مناسبی برای آن تعیین کند یا به سود برسد.
خسروانی تاکید می کند که حتی در تولید یک محصول چوبی نیز باید تمام هزینه های مصرفی و زمانی که برای ساخت آن صرف می شود، در نظر گرفته شود. در غیر این صورت، ممکن است محصولی با صرف هزینه و تلاش فراوان تولید شود، اما درآمد حاصل از فروش آن پاسخگوی مخارج نباشد.
مشکلات جسمی و نبود حمایت های شغلی
فعالیت در صنایع دستی تنها با مشکلات اقتصادی همراه نیست و فشار جسمی ناشی از کارهای ظریف و تکراری نیز می تواند ادامه فعالیت حرفه ای را دشوار کند. برخی هنرمندان برای مدت طولانی در وضعیت ثابت کار می کنند یا حرکات تکراری انجام می دهند و در نتیجه با درد و خستگی جسمی مواجه می شوند.
خسروانی با اشاره به تجربه دوستانش در حوزه هایی مانند سفالگری و جواهرسازی می گوید که برخی از آن ها به دلیل فشار کاری و مشکلات جسمی، امکان ادامه فعالیت با همان میزان قبلی را ندارند. برای نمونه، یکی از دوستان او که با فلز کار می کرد، از درد مچ دست شکایت داشت و گاهی حجم سفارش ها نیز از توان کاری او فراتر می رفت.
او همچنین توضیح می دهد که نگارگری به تمرکز و دقت زیادی نیاز دارد. نگاه کردن طولانی مدت به جزئیات و انجام کارهای ظریف می تواند به مرور زمان خستگی و مشکلات جسمی ایجاد کند. از سوی دیگر، راه اندازی یک مجموعه و واگذاری بخشی از کارها به دیگران به سرمایه نیاز دارد؛ سرمایه ای که بازگشت آن به وجود بازار فروش مناسب وابسته است.
کاهش گردشگران و محدود شدن بازار فروش صنایع دستی

شرایط اقتصادی و کاهش حضور گردشگران خارجی، از دیگر عواملی است که به گفته این هنرمند بر بازار صنایع دستی تاثیر گذاشته است. گردشگران می توانند بخشی از تقاضا برای خرید محصولات هنری را تامین کنند و کاهش حضور آن ها ممکن است فروش بسیاری از هنرمندان را تحت تاثیر قرار دهد.
خسروانی معتقد است تقاضای بخشی از خریداران داخلی نیز لزوما برای حفظ چرخه اقتصادی این حوزه کافی نیست. در چنین شرایطی، هنرمندان برای فروش محصولات خود با دشواری بیشتری روبه رو می شوند و نمی توانند به سادگی روی درآمد مستمر حساب کنند.
کارگاه های اشتراکی؛ راهکاری برای کاهش هزینه تولید
دسترسی به فضای کار و تجهیزات تخصصی، به ویژه برای هنرمندانی که در حوزه هایی مانند چوب فعالیت می کنند، اهمیت زیادی دارد. هزینه بالای ابزارها و محدودیت فضای خانه باعث می شود انجام برخی فعالیت های حرفه ای در محیط شخصی امکان پذیر نباشد.
خسروانی ایجاد کارگاه های اشتراکی با هزینه مناسب را یکی از راهکارهای حمایتی می داند. چنین فضاهایی می توانند امکان استفاده از ابزار و تجهیزات مورد نیاز را با هزینه کمتر فراهم کنند. به اعتقاد او، این امکانات باید متناسب با نیاز رشته های مختلف طراحی شوند و دسترسی به آن ها به چند مرکز محدود در تهران منحصر نباشد.
گرانی مواد اولیه و کمبود مشتری در بازار نگارگری
خسروانی که در زمینه نگارگری فعالیت می کند، فروش آثار را یکی از مهم ترین مشکلات حرفه ای خود می داند. او می گوید افزایش قیمت مواد اولیه، تهیه ابزار و مواد مصرفی را دشوارتر کرده و در کنار محدود بودن تعداد مشتریان، فشار بیشتری بر هنرمندان وارد می کند.
مقوا و رنگ از جمله مواد مورد نیاز در نگارگری هستند که به گفته او، برخی از انواع آن ها اکنون به سختی پیدا می شوند یا قیمت بالایی دارند. نگرانی درباره اصل بودن مواد اولیه و احتمال خرید محصولات تقلبی نیز انتخاب و تهیه این اقلام را دشوارتر می کند.
از سوی دیگر، بازار مخاطبان نگارگری محدود است و همه افراد توانایی یا تمایل خرید چنین آثاری را ندارند. در نتیجه، هنرمند ممکن است با وجود صرف زمان و هزینه قابل توجه برای تولید یک اثر، نتواند فروش مستمر و درآمد قابل اتکایی داشته باشد.
جمع بندی
تجربه نگین خسروانی نشان می دهد که چالش های فعالیت حرفه ای در صنایع دستی به یک عامل محدود نمی شود. فاصله آموزش دانشگاهی با نیازهای بازار، ضعف مهارت های بازاریابی، گرانی مواد اولیه، کمبود مشتری و مشکلات جسمی، همگی می توانند آینده شغلی هنرمندان را تحت تاثیر قرار دهند.
توجه بیشتر به آموزش فروش و مدیریت هزینه ها، فراهم کردن فضاهای کار اشتراکی و ایجاد شرایط مناسب تر برای فعالیت هنرمندان می تواند بخشی از این موانع را کاهش دهد. در نهایت، داشتن مهارت هنری زمانی به اشتغال پایدار نزدیک می شود که امکان تولید، عرضه و فروش آثار نیز برای هنرمند فراهم باشد.
