آیا گردشگران در حال نابود کردن اروپا هستند؟ چگونه مردم محلی در حال مقابله‌ اند

صنعت گردشگری به‌عنوان یکی از موتورهای اقتصادی قاره اروپا همواره مورد حمایت دولت‌ها و سیاست‌گذاران قرار داشته است. با این حال، طی سال‌های اخیر، افزایش بی‌سابقه‌ی شمار بازدیدکنندگان باعث بروز بحران‌هایی شده که اکنون نه‌تنها شهروندان محلی بلکه برخی نهادهای دولتی و عمومی را به واکنش واداشته است. تابستان ۲۰۲۵ به‌نظر می‌رسد نقطه‌ی عطفی در این تقابل باشد.

تابستان خشم: اعتراض علیه گردشگری انبوه

در حالی که بسیاری از شهرهای اروپا با آغوش باز از گردشگران استقبال می‌کنند، تابستان ۲۰۲۵ شاهد موجی از نارضایتی در مقاصد پرطرفدار بود.

بارسلونا، یکی از محبوب‌ترین شهرهای گردشگری در جهان، به نمادی از اعتراض علیه توده‌گردی تبدیل شد؛ ساکنان، مسلح به تفنگ‌های آب‌پاش، مستقیماً به خیابان‌ها آمدند. در جزیره‌ی مایورکا، هزاران نفر تظاهرات کردند و در ونیز، حتی مراسم عروسی جف بزوس نیز به دلیل اعتراضات محلی جابه‌جا شد. این حوادث نمادی است از احساسی که در حال گسترش در سراسر قاره است: ساکنان احساس می‌کنند شهرهایشان دیگر برای آن‌ها نیست.

گردشگری بیش‌ از حد: وقتی تعداد مسافران از ظرفیت فراتر می‌ رود

گردشگری زمانی مفید است که با ظرفیت منابع محلی هماهنگ باشد، اما عبور از این حد باعث آسیب می‌شود.

در سال ۲۰۲۴، اروپا میزبان بیش از ۷۵۶ میلیون گردشگر بود — ۴۶ میلیون نفر بیش از سال پیش از آن. مناطقی مانند جزیره زاکینتوس در یونان، با نسبت ۱۵۰ گردشگر به ازای هر ساکن، نمونه‌ای هشداردهنده از فشار شدید جمعیتی است. بازگشت تعداد مسافران به سطوح پیش از همه‌گیری، فشار کم‌سابقه‌ای بر زیرساخت‌های شهری، منابع طبیعی و زندگی روزمره وارد کرده است.

اثرات اجتماعی و اقتصادی گردشگری انبوه

هرچند گردشگری اشتغال‌زا و سودآور است، اما اغلب به قیمت کیفیت زندگی مردم محلی تمام می‌شود.

یکی از مهم‌ترین مشکلات، افزایش شدید قیمت مسکن است. رشد پلتفرم‌هایی مانند Airbnb، VRBO و Wimdu موجب شده تعداد زیادی از واحدهای مسکونی از بازار اجاره‌ی بلندمدت خارج و به اقامت‌گاه‌های کوتاه‌مدت تبدیل شوند. این مسئله مستقیماً باعث افزایش اجاره‌بها و کاهش دسترسی خانواده‌های کم‌درآمد به خانه شده است. در نتیجه، زندگی در بسیاری از مناطق شهری برای ساکنان بومی دشوار یا حتی غیرممکن شده است.

بحران فرهنگی: تغییر چهره‌ شهرها

فراتر از اقتصاد، گردشگری بیش‌ازحد ساختار فرهنگی و اجتماعی شهرها را نیز تغییر می‌دهد.

در بسیاری از شهرها، مغازه‌های محلی و بازارهای سنتی جای خود را به فروشگاه‌های زنجیره‌ای، سوغاتی‌فروشی‌ها و بستنی‌فروشی‌های هدفمند برای گردشگران داده‌اند. هویت محلی به مرور رنگ می‌بازد و فضاهای عمومی به سلفی‌گاه‌هایی برای گردشگران تبدیل می‌شوند. این فرایند در برخی موارد تا جایی پیش رفته که خود ساکنان احساس بیگانگی در زادگاهشان می‌کنند.

چه مناطقی بیشترین آسیب را دیده‌ اند؟

بحران گردشگری بیش‌ازحد در اروپا به‌طور خاص در سه نوع مقصد شدت گرفته است.

  • تفریحگاه‌های ساحلی مدیترانه‌ای مانند مایورکا، زاکینتوس و کرواسی شمالی
  • شهرهای اسکی در آلپ مانند تیرول اتریش
  • شهرهای تاریخی محبوب برای سفرهای کوتاه‌مدت مانند پاریس، ونیز، بارسلونا

برای مثال، پاریس در سال ۲۰۲۴ بیش از ۴۰۰ هزار گردشگر به ازای هر کیلومتر مربع داشته است — ۲۰ برابر جمعیت محلی! چنین تراکمی نه‌تنها منابع شهری را تحت فشار می‌گذارد بلکه فضاهای عمومی را نیز از ساکنان می‌گیرد.

مقصر کیست؟ زنجیره‌ ای از مسئولیت‌ ها

در میان انتقادات، شرکت‌های فناوری و اپراتورهای توریستی، مسئولیت را به یکدیگر نسبت می‌دهند.

Airbnb، با اشاره به سهم غالب هتل‌ها از بازار اقامت شبانه، خود را بی‌تقصیر می‌داند؛ در حالی‌که اپراتورهایی مانند TUI، Airbnb را عامل بحران می‌دانند. برخی میزبانان نیز کوچ‌نشینان دیجیتال (digital nomads) را مقصر می‌دانند، چراکه با اقامت‌های میان‌مدت در شهرهای ارزان‌تر، باعث افزایش ناگهانی قیمت‌ها شده‌اند. هم‌زمان، دولت‌ها نیز با گسترش زیرساخت‌های گردشگری (مثلاً ساخت فرودگاه‌ها و هتل‌ها) در تضاد با شعارهای ضدگردشگری خود عمل می‌کنند.

تأثیر رفتار گردشگران: مشکل فقط تعداد نیست

گرچه حجم گردشگران مسئله‌ساز است، اما رفتار برخی بازدیدکنندگان نیز وضعیت را وخیم‌تر کرده است.

مثال‌هایی مانند نوشتن روی خزه‌های نادر ایسلند یا شلوغی بیش‌ازحد در مناطق خاص مانند خیابان کرمیو در پاریس، نشان می‌دهند که بخشی از نارضایتی مردم محلی به رفتار گردشگران بازمی‌گردد. فرهنگ «سفرهای فهرست آرزو» و تمایل به گرفتن عکس‌های اینستاگرامی، تجربه‌ی اصیل سفر را به چالشی اجتماعی تبدیل کرده است.

واکنش مردم محلی و دولت‌ ها

در سال‌های اخیر، شاهد اجرای مجموعه‌ای از سیاست‌های مدیریت گردشگری از سوی دولت‌های محلی و ملی بوده‌ایم.

برای مثال، پاریس و لندن محدودیت‌هایی در تعداد شب‌های مجاز برای اجاره کوتاه‌مدت وضع کرده‌اند (مثلاً ۹۰ شب در سال). در اسکاتلند، میزبانان باید برای مجوزهای محدود اقدام کنند. نیویورک اجاره‌ی کمتر از ۳۰ روز را ممنوع کرده و بارسلونا قصد دارد تا سال ۲۰۲۸ تمامی اقامت‌گاه‌های کوتاه‌مدت قانونی را حذف کند.

مالیات گردشگری و محدودیت ورود: ابزار بازدارنده یا درآمدزا؟

یکی دیگر از ابزارهای سیاست‌گذاران، وضع مالیات یا هزینه‌های ورود است.

برای نمونه، ونیز در ۵۴ روز شلوغ سال از گردشگران بین ۵ تا ۱۰ یورو ورودی دریافت می‌کند. نیوزیلند نیز هزینه‌ی ۱۰۰ دلار نیوزیلند (حدود ۵۹ دلار آمریکا) را برای برخی گردشگران در نظر گرفته است. این مالیات‌ها در عین حال که ممکن است درآمدزایی داشته باشند، لزوماً تأثیری در کاهش تعداد بازدیدکنندگان ندارند.

تبلیغ مقاصد کمتر شناخته‌ شده؛ موفق یا شکست‌ خورده؟

یکی از راهکارهای رایج، تبلیغ مقاصد جایگزین برای توزیع بهتر گردشگران است.

آمستردام اکنون مکان‌هایی مانند یک قلعه‌ی خارج از شهر یا کارخانه‌های بازسازی‌شده را تبلیغ می‌کند. هرچند این اقدام فشار بر مناطق خاص را کاهش می‌دهد، اما در عمل اغلب فقط باعث جابجایی ازدحام می‌شود و کل حجم سفرها را کاهش نمی‌دهد.

آیا اقدامات فعلی نتیجه داده‌ اند؟

پاسخ صادقانه این است: نه هنوز.

اجرای محدودیت‌ها، نیازمند نظارت شدید و منابع انسانی است که در بسیاری از شهرها وجود ندارد. برخی مالکان نیز با تغییر کاربری غیرقانونی یا اقامت‌های میان‌مدت، از قوانین فرار می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهد حتی افزایش مالیات نیز تا زمانی که بسیار بالا نباشد، تأثیر چشم‌گیری بر کاهش سفرها ندارد.

جمع‌ بندی: راه‌ حل چیست؟

برای حل بحران گردشگری بیش‌ازحد، نمی‌توان تنها به ابزارهای بازدارنده بسنده کرد.

باید نگاه جامع‌تری اتخاذ شود؛ از اصلاح سیاست‌های مسکن و حمایت از کسب‌وکارهای محلی گرفته تا آموزش گردشگران درباره‌ی رفتار محترمانه و پایدار. فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و داده‌کاوی می‌توانند به برنامه‌ریزی دقیق‌تر کمک کنند. تنها با مشارکت همزمان دولت‌ها، شرکت‌ها، جوامع محلی و خود گردشگران می‌توان راه‌حلی پایدار برای بحران پیش‌رو یافت.

safarcity

دیدگاهتان را بنویسید